BOXBOX.PERSIANBLOG.IR


آموزش ساخت جعبه_ نقاشی روی شیشه و آینه و ظروف_عکس- بازیگران

نمایش آثار هنری ویترای نقاشی روی شیشه آینه جام لیوان و سایر ظروف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با سلام لطفا برای مشاهده عکسها در اندازه بزرگتر رو صفحه کلید خود روی دکمه کنترل و + کلیک کنید تا عکس ها واضح تر بشوند.

برای ثبت سفارش و پاسخ به سئوالات بهتر است به ایمیل مدیریت وبلاگ مراجعه کنید doosti18@yahoo.comیا در بخش نظرات پیام بگذارید همراه پیام خود ایمیل یا شماره تلفن خود را هم در صورت تمایل قرار دهید

با تشکر

مدیریت وبلاگboxbox.persianblog.ir

   + مهتاب آسمان - ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٤/٢٥

عکس های سریال جذاب هوش سیاه با بازی حسین یاری و کیکاووس یاکیده

 

لطفا به ادامه مطلب بروید

  ادامه مطلب  
   + مهتاب آسمان - ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢۳

شعری که آقای حسین رستمی در محضر آیت اله خامنه ای خواند و از شبکه یک سیما پخش شد

خانه های آن کسانی می خورد دَر بیشتر / که به سائل می دهند از هرچه بهتر بیشتر

عرض حاجت می کنم آنجا که صاحبخانه اش / پاسخ یک می دهد با ده برابر بیشتر

گاه گاهی که به درگاه کریمی می روم / راه می پویم نه با پا، بلکه با سر بیشتر

زیر دین چهارده معصومم علیهم السلام اما گردنم / زیر دین حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام بیشتر

گردنم زیر دین آن امامی هست که داده / در ایران ما طوبای او بَر، بیشتر

آن امامی که فِداکِ گفتنش رو به قم است / با سلامش می کند قم را مُنوَّر، بیشتر

قم، همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین / همچنین از آسمان دارد چهل اختر بیشتر

قصد این بارِ قصیده از برادر گفتن است / وَرنه می گفتم از این معصومه خواهرعلیها السلام بیشتر

من برایش مصرعی می گویم و رد می شوم / لطف باباهاست معمولا به دختر بیشتر

عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم / بودنم را می کنم اینگونه باور بیشتر

مرقدت ضرب المثل های مرا تغییر داد / هرکه بامش بیش برفش، نه! کبوتر بیشتر

چهار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است / اینچنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

پیش تو شاه و گدا یکسان تراند از هرکجا / این حرم دیگر ندارد حرفِ کمتر، بیشتر

از غلامان شما هم می شود دنیا گرفت / من نیازت دارم آقا! روز محشر بیشتر

ای که راه انداختی امروز و فردای مرا / چشم در راه تو هستم روز آخر بیشتر

برتمام اهل بیت خویش حساسی ولی / جان زهرا علیها السلام چون شنیدم که به مادر بیشتر

دوستت دارم نمی دانم که باور می کنی / راست می گویم به والله از ابوذر بیشتر

...............بیشترهایی که گفتم از تو خیلی کمترند..........

با تشکر ویژه از

http://www.soradegh.com

http://www.farsi.khamenei.ir

 

شعری که در برنامه ماه عسل 90 کلیپش پخش شد.

 

به هر تابوت خالی که رسیدی

بَغَل کردیش گفتی بسه برگرد

آخه تنها واسه تابوتِ خالی

 مگه چند سال میشه مادری کرد؟

یه سنگ خالی رو یک عمر با عشق

نشستی با یه دریا پاک کردی (کنایه از گریه بسیار)

آخه جای منی که زندگیتم

 چه جوری یه پلاک رو خاک کردی؟

نشستی حقتو از من بگیری؟

نشستی دست و پاهامو بیارن؟

نشستی بلکه شاید بعدِ یک عمر

یه روزی استخونامو بیارن؟

اگه تنها به دریا دل سپردم

ببین پشتم یه دریا مَرده مادر!

یه روزی با من از این سنگر سرد

یه لشکر مَرد برمی گرده مادر!

از اون لالایی هایی که نخوندی

چشای خیلیا رو خواب بُرده

نَه طوفانی، نَه سیلابی، نَه موجی

عَجیبه خیلیا رو آب برده.

با صدای مهدی یراحی متاسفانه اسم شاعرش رو نمیدونم.

با تشکر التماس دعا

   + مهتاب آسمان - ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٤

دوستان ما منتظر هستند

حتی اگر خیلی وضعمون بد باشه خیلی قسط داشته باشیم بازم وضعمون از سیل زده های پاکستان خیلی بهتره خیلی خیلی بهتره.

ما هنوز شغل، امنیت، خانه، اعضای خانواده و یه جای امن برای خوابیدن و غذا داریم بهداشت، آب، سالم و دارو داریم. اونها هیچی ندارن همه چیزشون رو آب برده و دیگه بهشون بر نمی گردونه اگه زلزله بود بازهم میشد ازتوی آوار چیزی رو بیرون آورد ولی حالا اصلا نمیشه.

هوا داره سرد میشه و مسلمان ها لباس ندارند ٢٠ میلیون نفر هستند یعنی خیلی بیشتر از جمعیت ١۴ میلیونی تهران

   + مهتاب آسمان - ٩:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٢٥

یک گزارش مستند از ماجرای توزیع مواد مخدر میان دختران از سالن های بدنسازی و ورزش

دختران شیشه ای (اعتیاد نشخه ژنانه)

 

 سالن بدنسازی

 لاغری به شرط شیشه

رفتیم به یکی از باشگاه های بدنسازی بالا شهر و خودمان را به عنوان کسی که تا ده روز دیگر مراسم نامزدی دارد و می خواهد در عرض این ده روز، ده کیلو لاغر کند جا زدیم؛یعنی یک موقعیت اورژانسی، فوری و حیثیتی. می خواستیم ببینیم مربی باشگاه برای تجویز نسخه سریع ترین لاغری در عرض ده روز چه پیشنهادهایی دارد؟

به مربی باشگاه می گویم: می خواهم در عرض ده روز ده کیلو لاغر کنم می شود؟ لبخند معنا داری می زند و می گوید: ((کار غیر ممکنی می خواهی چرا با این همه عجله؟ با ورزش کردن و تمرینات آیروبیک به همراه کار با دستگاه و همچنین رعایت رژیم غذایی که در طول هفته بهت می دهیم در عرض 5یا6 ماه می توانی 7-8 کیلو وزن کم کنی و تغییر سایزت هم کامل به چشم میاد)) نه من تا ده روز دیگر مراسم نامزدی دارم و می خواهم هیکل خوبی داشته باشم. حالا هرطور که شده.

((با قرص و کپسول و پودر هم می توانی لاغر بشوی اما من پیشنهاد نمی کنم. خیلی دیر به فکر افتادی. تو این چند روز هم کار کنی و کم وبخوری و فعالیت داشته باشی، 4 تا5 کیلو کم می کنی که آن هم بعد از اینکه مصرفت را قطع کنی، دوباره وزن برمی گردد)).

حرفش تمام نشده که از داروهایی می گوییم که زودتر لاغر می کنند و شایعه اش به گوشمان رسیده. خانم مربی نمی خواهد به این راحتی در این باره صحبت کند. سعی می کند وانمود کند که اطلاع چندانی ندارد؛ (( برای این بعضی ها از شیشه استفاده می کنند که یک ماده محرک است و انرژی زیادی ایجاد می کند. سلول های چربی ساز را در بدن وادار می کند که سوخت و ساز انجام بدهند؛ از طرفی اشتها نداری و غذا خیلی کم می خوری اما تحرکت زیاد است)) اصرار ما را که می بیند می گوید: ((کسی را سراغ دارم که بتوانی ازش شیشه بگیری اما حواست باشد که اگر گیرافتادی یا اتفاقی برایت افتاد، اصلا و ابدا اسمی از باشگاه و من نیاری)).

 خوابگاه دانشجویی

  مواد لای جزوه های دانشگاهی

وقتی به مسئولان می گوییم حتی بی آنکه مموضوع را تکذیب کنند یا بگوید یک نفر از دانشگاه اخراج شده می گویند شما می خواهید همان یک نفر درا تیتر کنید و محیط دانشگاه ها را به چالش بکشید.

اما خیلی از دانشجوها از هم اتاقی های معتادشان خاطره دارند و از زیره کاری های دانشجویانه شان صحبت می کنند: ((تقریبا هرشب می روند داخل یکی از اتاق مها و مواد می کشند. برای اینکه بو به داخل خوابگاه نرود با ملاقه درز درها را می پوشانند و پنجره را باز می گذارند. سعی می کنند هم اتاق های مطمئنی برای خودشان انتخاب کنند تا کسی آمارشان رابیرون ندهد چون اگر یکی از مسئوولان بفهمند همان لحظه اخراج می شوند)). صنا از دانشجویان ساکن در یکی از خوابگاه های خودگردان تهران است می گوید: ((اگر بفهمند کسی مرتب هوایشان را دارد یا کسی برود به مسئوولان خوابگاه اعتراض کند، حتما از خجالت طرف به هر نحوی شده در می آیند)).

 آرایشگاه زنانه

 کیمیای خوش اندامی

شهرک غرب معمولا بهترین آرایشگاه های زنانه را دارد؛ شلوغ ترین وپررفت و آمدترین ها را. نشسته ایم منتظر نوبت جمع که کمی خلوت تر می شود یک بسته میان 5 -6 زن باقی مانده ردوبدل می شود. از خوش اقبالی ما یکی شان هم می رسد دست ما آرایشگر شروع می کند به توصیف این کیمیای خوش اندامی؛ اگر می خواهی همین طور بمانی تناسب اندام داشته باشی و هروقت اراده کردی لاغر شوی از این قرص ها بخور به هرکسی داده ایم راضی بوده تو هم که دیگر از مشتریان خودمانی چندتا زن صدای آرایشگر جوان را می شنوند و حرف هایش را تایید می کنند هم من و هم دوستم از این قرص ها استفاده کرده ایم وزنم سریع تر از چیزی که فکر می کردم کم شد همیشه هم از همین جا می خرم هم قیمتشان خوب است و هم مطمئنند کلمه مطمئن نشان می دهد که با یک کالالی مخفی مواجه ایم یکی از دختران که کار آرایشش تمام شده و در حال رفتن است اظهار نظرها را می شنود دختر جوان نزدیک می آید و آرام طوری که بقیه نشنوند می گوید من خیلی به این حرف ها اعتما د کردم راست می گویند لاغر می کند اما تو را به خدا از اینها مصرف نکن من بعد از مصرف همین ها تا یکی دوماه اختیار دست و پایم دست خودم نبود.

 

تشریف ببرید لطفا

یک ساختمان بزرگ دو طبقه با یک سر دربزرگ که رویش نوشته ((مرکز ترک اعتیاد کنگره 60)) از در که وارد می شوی روی پرده ورودی حیاط زده اند ورود آقایان ممنوع یک حیاط نقلی و کوچک که فضایی سرسبز دارد خانم هایی با یونیفورم های سفید ما را راهنمایی می کنند صدای موزیک ملایمی از طبقه پایین ساختمان می آید یکی از راهنماها می گوید مسافران (کسانی که فاصله بین مصرف مواد تا قطع مواد را طی می کنند) دارند نرمش می کنند ورزش مسافران زیاد طول می کشد یکی ساعتی همه شان آن پایین بالا پایین می پرند و تابالاخره مربی رضایت می دهد برای استراحت داخل حیاط بیایند تعداد مسافرها حدود120 نفر می شود همه شان دختر هستند و همه شان  معتاد برای همین جمعشان کمی متفاوت به نظر میرسد. خانم ها که به حیاط می آیند یکی می رود جلوی در ساختمان و مردهایی را که جلوی در ایستاده اند پراکنده می کند((آقایان اگه کاری ندارید تشریف ببرید لطفا)) می گوید((متاسفانه در جامعه ما جا افتاده که هر مصرف کننده ای مشکل اخلاقی دارد این کار ما را مشکل تر می کند چون ما هر چقدر تلاش می کنیم تا بچه ها را به لحاظ روحی تقویت کنیم این نگاه ها و طرز نگاه بد همه تلاش ما را به باد می دهد.)) بعد از اینکه امنیت دختران معتاد تامین شد جلسه هفتگی مسافران برگزار می شود بعد از جلسه یکی از مسوولان مرکز چند نفر از دخترها را به ما معرفی می کند((فاطمه،آزاده و پانته آ از دخترهای خوبی هستند که اراده زیادی برای ترک دارند. فکر می کنم بتوانند به شما کمک بکنند)) ظاهرا جلسه هفتگی برایشان ساخته که دخترها با رویی خندان و بدون ترس کنار ما می نشینند تا درباره تجربه هایشان بگویند.

 بیداری به وقت شیشه

لیلا متولد 59 و بزرگ شده غرب تهران است در 23 سالگی با مواد آشنا شده و هشت سال مداوم مصرف کرده. انواع و افسام مواد را هم کشیده: ((سال 82 با شیشه آشنا شدم. آن زمان اسم شیشه تازه پیچیده بود کسی اطلاعات زیادی درباره این ماده نداشت من هم با چند نفر از همکلاسی های پسرو دختر تصمیم گرفتیم یک بار امتحان کنیم آگاهی مان نسبت به این ماده کم بود فکر نمی کردیم اعتیاد داشته باشد کشیدیم و آخر و عاقبتمان همین شد که می بینید.))

انگیزه خاصی هم از کشیدن شیشه داشتی؟

((کتاب زیاد می خواندم فیلم هم می دیدم اصلا دوست داشتم بی هیچ بهانه ای شب ها بیدار باشم. ضمنا شیشه لاغر هم می کرد. توی کلاس هم بچه هایی که شب ها بیدار می ماندند از کشفیات جدیدشان می گفتند که چطور بیدار می مانند. یک روز یکی از پسرها توی حیاط دانشگاه گفت چیز جدیدی کشف کرده که تا خودِ صبح آدم را بیدار نگه می دارد. طریقه مصرفش را گفت و من و چند تا از همکلاسی ها پایه شدیم که امتحانش کنیم. دو سال پیوسته استفاده کردم. تمام باورم این بود که هر وقت بخواهم م توانم بگذارمش کنار. شدیدا وزن کم کرده بودم. اواخر سال 84 بود که با مرفین آشنا شدم. البته دوستانم گفتند تریاک و هرویین بزن اما وقتی یکبار استفاده کردم حالم بهم خورد. تا اینکه یکی از دوستانم کراک را بهم معرفی کرد، دیگر همه چیز را می توانستم امتحان کنم. شیشه من را به مرحله ای رسانده بود که اگر می گفتند از ساختمان 100 طبقه بپر نه نمی گفتم و می پریدم. کراک را هم از دو سه دود شروع کردم. سال 85 دیگر شیشه را کامل کنار گذاشتم و مصرف کراکم به 3 4 گرم در روز رسید. سال 86 87 بدترین سالهای زندگی ام بود بدنم عفونت کرد و از زخم های پاهایم خون می آمد. طوری که هنوز بعد از گذشت 2 سال جای زخم هایم مانده.))

لیلا تا حالا زیاد اقدام به ترک کرده چه در خانه چه در کلینیک ولی نهایتا بعد از یکی دوماه برگشت زده و به قول خودش سقوط آزاد کرده. فقط هم یک آرزو دارد کمک کردن به جوان هایی که مثل او مصرف کننده اند: ((نمی گویم دخترهای که الان هستند تعداد زیادشان معتاد شده اند. نه، ما توی دانشگاه دختر نمازخوان زیادی داشتیم دخترهای درخوان و چادری زیادی هم داشتیم . اما دخترهای اطراف من وضعیتی مشابه من را داشتند. حداقل حداقلش این بود که سیگار می کشیدند مگر من از کجا شروع کردم؟ من هم شب های اولی که بیدار می ماندم سیگار می کشیدم. برای همین اگر از من بپرسی می گویم وضعیت خطرناک است اما باز هم می گویم من نسبت به اطرافیان خودم دارم قضاوت می کنم)).

 احساس بدی نداشتم

آزاده هم همسن فاطمه است و دوست صمیمی اش. دو سال داروی اعصاب مصرف می کرده در بیمارستان هم بستری شده. اوضاع وخیمی داشته و کسی را نمی شناخته حتی به جایی رسیده بو که می خواستند به او شوک بدهند که خانواده اش موافقت نکردند: ((دربین موادها قرص بیشترین تخریب را دارد)) منظورش از قرص همان توهم زا هاست. آزاده اعصاب درستی ندارد و دست هایش لرزش  خفیفی دارند. خانم راد (یکی از مدیران کنگره60) اضافه می کند: ((آزاده پدرش را از دست داده و فکر می کند علت افسردگی اش این باشد.)) آزاده آن قدر به قرص های توهم زا معتاد شده بود که روزی چندبار مصرف می کرد: ((قرص ها برنامه زندگیم را به هم ریخته بودند حتی یک بار 48 ساعت مداوم خواب بودم. وقتی بیدار شدم فکر می کردم مرده ام. هیچ جا را نمی شناختم.  روانی شده بودم. نمی دانستم کی خوابیدم و کی بیدار شدم. ساعت را که نگاه می کردم اعصابم بیشتر خرد می شد. انگار از یک زمان به زمان دیگری رفته بودم. برای همین دو سه ساعت فقط جیغ زدم بردندم بیمارستان بستریم کردند)). آزاده هم محیط دخترانه را محیطی کاملا سالم نمی داند: ((فکر می کنید من قرص ها را از کی می خریدم. از دختری که هشت سال از خودم کوچک تر بود. اون هم از یک زن دیگر قرص ها را می گرفت. لامصب ها کاری کرده اند که پروسه کاملا زنانه شده. اگر مثلا کسی که برای من روز اولی که جنس می آورد مرد بود، من خجالت می کشیدم و هیچ وقت نمی رفتم تحویل بگیرم اما چون دختر بود و خودش هم مصرف می کرد احساس بدی به من دست نداد)).

 ماجرای من و نامزد پزشکم

پانته آ دختر جوان دیگری است که شش، هفت سال مصرف مداوم ((دراگ)) داشته و الان کمک راهنمای کنگره60 است و دارد به دخترهای همسن خودش کمک می کند. پانته آ لیسانس آمار دارد و جالب اینکه پایان نامه اش را هم مرتبط با اعتیاد برداشته بود. او از تزریق ((بوپرونورفین)) شروع کرده: ((از طریق نامزدم که پزشک بود با این دارو آشنا شدم. یک سال و نیم به طور دائم تزریق داشتم. در دانشگاه هم از طریق دوستان با شیشه آشنا شدم. بهم گفتند که با این ماده می توانی دو، سه شب پشت سر هم بیدار بمانی و درس بخوانی. پنج سال و نیم هم شیشه مصرف کردم اما دیگر خسته شده بودم. احساس پوچی و نا امیدی می کردم از طریق عمویک که در کنگره60 یک مسافر بود با این محیط آشنا شدم.11 ماه طول کشید تا ترک کنم و در حال حاضر دو سال است که رها هستم.)) پانته آ از محیط دانشجویی می گوید: ((دانشگاه [...] درس می خواندم. دوستان دخترم خانه مجردی گرفته بودند، می رفتیم آنجا و می کشیدیم. متاسفانه اعتیاد به دراگ دم دست ترین راه حل است. من و سه تا از دخترهایی که با هم دوست بودیم از همین دراگ شروع کردیم که متاسفانه یکی از دوست هایم خودکشی کرد. اگر الان از من بپرسید می گویم تعداد دخترهای معتاد زیاد شده. همین الان که اینجا هستید همه کمک مربی ها و مربی ها معتاد بودند که ترک کرده اند. 125 نفر دختر هم داریم که دارند ترک می کنند. تازه اینجا یکی از مراکز ترک اعتیاد است. مراکز دیگر هم هستند. خیلی های دیگر هم بیرون هستند که رویشان نمی شود بیایند برای ترک)).

خلاصه ای از گزارش مجله همشهری جوان

   + مهتاب آسمان - ٦:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٦

یا فاطمه الزهرا علیها السلام

وقتی همه خواب بودند

حرفهایش در مسجد تکان دهنده است. ناگهان از پشت آن پرده فریاد می زند: ((به جاهلیت بازگشته اید؟)). صدایش شبیه پدر است و مردم توی مسجد، یک آن تنشان می لرزد. تلنگر آن خطبه شماتت بار که بی هیچ واهمه ای تمام انحرافات بعد از پدرش را زیر سئوال می برد. مردم ولی پوست کلفت شده اند؛ نمی خواهند فکر کنند، نمی خواهند به خاطراتشان رجوع کنند. می ترسند یا دوست ندارند چیزی از دست بدهند؛ به خاطر هم اینها فقط گوش می کنند و هیچ کاری نمی کنند.

فاطمه سلام اله علیها حتی غمگین تر از قبل می شود. چطور به این راحتی هم چیز را می شود فراموش کرد؟ زنی که همه عمر در نماز شب هایش برای این همسایه ها دعا کرده است. حالا بین همین همسایه ها غریب و مهجور است. حرفش را نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند؛ انگار که به زبان دیگری گفته باشد.

دلش نمی خواهد اینها خاکش کنند، دنبال جنازه اش بیایند یا برایش متظاهرانه بگریند. وصیت می کند که دور از چشم همسایه هایی که همه عمر در نماز شب ها برایشان دعا کرده است، خاکش کنند.

نیمه شب است و همسایه ها خوابند و دیگر زنی سر سجاده نیست که برای گرفتاری هایشان دعا کند. همسایه ها نمی دانند، هنوز خوابند.

نفیسه مرشدزاده، همشهری جوان

   + مهتاب آسمان - ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٦

صحنه دستگیری هوش سیاه توسط سرگرد احمدی و گروگان گرفتن سهیل توسط او

 سریال مردان آنجلس همان داستان اصحاب کهف از شبکه یک سیما پخش می شود نیمه شب ها ساعت یک صبح ها ساعت ١٠ از شما دعوت می کنم این سریال تاریخی زیبا را از دست ندهید بخصوص اینکه خواهید فهمید سلحشور قبلا کارگردان خوبی بوده و همیشه به بدی یوزارسیف سریال نمی ساخته است.

       

       به ادامه مطلب مراجعه کنید.                                              

  ادامه مطلب  
   + مهتاب آسمان - ٩:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۳

عکس های صحنه تیر خوردن و فرار کردن هوش سیاه

دیگه هیچوقت عکس های سریال هوش سیاه باز نمیشن سایتی که عکس ها را در آن آپلود کردم عکس ها را پاک کرده بنابراین از وبلاگ من هم پاک شدند دیگه هیچ عکسی ندارم. شرمنده منتظر نباشید

 

 

  ادامه مطلب  
   + مهتاب آسمان - ۸:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۳٠

یا فاطمه الزهرا !!!

به نام خدا

شهادت مادر دلسوز

 همه آدم های دنیا تسلیت باد

سلام دوستان همین الآن کتابفروشی بین الملل بودم گفت کتاب های کیکاووس یاکیده توی نمایشگاه امسال هم نبود. یک دلیل مهم ذکر کرد که جالب هم بود صاحب همون انتشاراتی که کتاب های یاکیده دستشه آرش حجازی است که ظاهرا در فتنه ی بعد از انتخابات با دشمنان بودهالبته من چیزی نمی دونم. اضافه کرد که خود یاکیده آدم بی حاشیه ایه.

حالا اگر شما صلاح میدونید اینترنتی بخرم یا اصلا ارزش خوندن دارن؟

هینجا از همه دوستانی که به من سر می زنن و با نظراتشون دلگرم می کنن تشکر می کنم. درضمن باز هم عکس های جدیدی از هوش سیاه کیکاووس یاکیده و درچشم باد آورده ام می تونید در یادداشت بعدی و ادامه مطلب ببینید. بی زحمت نظر بدید.

  ادامه مطلب  
   + مهتاب آسمان - ٧:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢۸

جدیدترین عکس های سریال هوش سیاه و سریال در چشم باد

    

دیگه هیچوقت عکس های سریال هوش سیاه باز نمیشن سایتی که عکس ها را در آن آپلود کردم عکس ها را پاک کرده بنابراین از وبلاگ من هم پاک شدند دیگه هیچ عکسی ندارم. شرمنده منتظر نباشید

                                       

  

 

 

   + مهتاب آسمان - ٦:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢۳

جدیترین عکس ها از سریال هوش سیاه

دیگه هیچوقت عکس های سریال هوش سیاه باز نمیشن سایتی که عکس ها را در آن آپلود کردم عکس ها را پاک کرده بنابراین از وبلاگ من هم پاک شدند دیگه هیچ عکسی ندارم. شرمنده منتظر نباشید

   + مهتاب آسمان - ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢۳